آيلاآيلا، تا این لحظه: 16 سال و 16 روز سن داره

آیلا نازدونه مامان و بابا

دندون آسیاب

دیروز ٢٨/١٠/٩٠ خانومی رو برای چکاب پیش دکتر جورابچی بردیم . بعد از کنترل قد و وزن ( در شانزده ماهگی ٨0 cm و 800/9 گرم ) دکتر با معاینه دندوناش دیدیم بله  مروارید نازدونه او هم دندون آسیاب نیش زده بدون اینکه ما متوجه بشیم   مبارک نازنینم ...
29 دی 1390

عکسهای تابستان 90

ا گرچه مدتی طولانی از گرفتن این عکسها توسط عمو بابک گذشته اما همین چند روز پیش به دست ما رسید. عکسها مربوط به تابستان ١٣٩٠ است، زمانی که اولین مروارید نازدونه نیش زده بود             ...
29 دی 1390

آخر شیطنت

امان از دست شیطون بلا . خانمی با شیطنت در کمدشو باز کرده بود و خودش رو به طبقه دوم کمد رسونده بود و تازه نمی تونست پایین بیاد و  وقتی صداش می کردم دایم جیغ و داد می کرد بالاخره به اتاقش رفتم با چه صحنه ای روبه رو شدم تازه منو که دید خنده هم کرد شما قضاوت کنید پاهاشو نگاه کنید چه رو هم انداخته انگار تو پارک نشسته ...
22 دی 1390

موهای خرگوشی آیلا

آیلا آماده برای مهمونی رفتن . نمی دونم آفتاب از کدوم طرف دراومده بود و خانوم خانوما اجازه داد به موهاش کش ببندم نازدونه در حال شیطنت و می خواد سقوط آزاد انجام بده آیلا در بعل بابای به همراه خرس شعبده باز آماده مهمونی رفتن ...
21 دی 1390

آیلای 15 ماهه

امروز 18/10/90 ساعت 8:٤٥ خانمی برای همیشه با 15 ماهگی خدا حافظی کرد و وارد شانزدهمین ماه تولدش شد مبارکه نازنین     و حالا کم کمَک  دایره لغات نازدونه توسعه پیدا می کنه از جمله : باخ ( ببین در ترکی)- عم (عمو)- آلما (سیب)- سرد(زرد)- ماما-سیر(شیر)-گَل گَل (بیا بیا)- عیی(علی)  اسباب بازی هایی که خانمی فعلا  ارادت خاصی بهشون داره تدی - گاوه گنده- فیل موتور سوار ( دایم باتریهاشو برامون می آره تا فیلی راه بره و خانمی دایم رو دکمه روشن و خاموشش فشار بده )ماشین کوچولو-الاغ غلتون-خرس شعبده باز - کیف مامان و بابا  و ظرف و ظروف خونه هم جزو اسباب بازی های ...
18 دی 1390

مسواک انگشتی

بالاخره بعد چند ماه تاخیر دوشنبه 12/10/90 یک مسواک انگشتی برای نازدونه خریدم الحق که آیلایی هم خیلی همکاری می کنه و آرام اجازه می ده دندونهاشو مسواک بزنم فقط موقع مسواک زدن به پشت دندونها انگشتمو گاز می گیره ولی وقتی مسواک به لثه هاش می خوره احساس خوش آیندی پیدا می کنه ...
18 دی 1390

آیلا در نمایشگاه نقاشی

روز چهارشنبه ٧/١٠/٩٠ بالاخره به نمایشگاه نقاشیهای لیلا جون ( دختر عمه آیلا ) رفتیم . آیلا که حسابی ذوق زده شده بود چون در کنار کارهای زیبای لیلا جون و دوستانشون نقاشی های شاگردهای کوچولوی لیلا جونم بود . آیلا وقتی کوچولوها رو می دید خیلی خوشحال بود و دایم از این طرف به اون طرف می دوید و با زبون خودش یک چیزایی رو هم می گفت . چنان هیجان زده بود که اصلا دلش نمی اومد از بغل لیلا جون پایین بیاد . در ضمن نازدونه با قدمهای کوچولوش از  زیر زمین( به جای پله به صورت سر بالایی صاف بود) نمایشگاه به طبقه همکف  اومد آیلا در کنار عروسکها     آیلایی در کنار نقاشی های کوچولوها ...
18 دی 1390

اندر شیطنتهای نازدونه

از حموم دید زدن هم حالی داره واسه خودش . خوب دست خودم نیست دوست دارم به همه جا سرک بکشم و اما مسائل داخل  آشپزخونه شیطون دست بردارم نیست تک تک دکمه ها رو امتحان می کنه و اما خرابکاری های آیلایی: کاکائو و جوش شیرین رو زمین ریخته تازه تماشا هم می کنه بلا یکی از خرابکاری های جدید آیلایی که متاسفانه مدرک جرمی ندارم دستبرد به روژ لبهای مامان و مالیدنشون به سر و صورت هست ...
5 دی 1390